دلم واستون تنگولیده بود
سلاااااااااااااااااااااام دوستای خوبم.![]()
دلم واستون یه ذره شده بود.![]()
از همتون یه دنیا ممنونم از اینکه به یادم بودین و بهم تو این چند وقت دلداری دادین.از صمیم قلب دعا میکنم همتون به تک تک ارزوهای سبزتون برسین
ببخشید که این چند وقت نتونستم بیام و خبری از خودم بدم.راستشو بخوایین اصلن دل و دماغ نداشتم.خیلی روحی خراب بودم.
بالاخره بعد از یک هفته تاخیر پری خانم تشریف اوردن.دکتر رفتم خدارو شکر گفت مشکلی نیست و کیست ندارم .خلاصه نمیدونم واسه اولین بار علته این تاخیر چی بود.
به فاله نیک میگیرم..............![]()
شبهای تخمک گذاری هم تقریبن افتاد تو مراسم عاشورا تاسوعا و عذاداری.میشه گفت شوشو این ماه نفسه راحت کشید چون نمیشد کاری کنیم.ولی ماهه دیگه تلافیشو سرش در میارم
خخخخخخخخخخخ![]()
ایشاله خدا بخواد ماهه دیگه دوباره میرم آی یو آی.البته خدا رو چه دیدی شاید این ماه نی نی ناز کردنش تموم بشه و خودش تشریف بیاره .هرچند فک نکنم چون ماههای پیش که همش آویزون شوشو بودم نمیشد .![]()
واقعن جای خسته نباشد دارم با این همه تلاش بیهوده![]()
این ماه که اصلن اقدام درست حسابی نداشتیم....![]()
امید به خداااااااااااااااااااااا

دلم واستون تنگولیده بود 
هد هد